2. حضرت زهرا سلام الله علیها

2.11. ملائکه در خدمت بانوی دوعالم

Khobi

حدیث اول :

از سلمان نقل می‌شود که گفت: «فاطمه سلام الله علیها نشسته بودند و با آسیایی که در مقابلش بود جو آسیا می‌کردند. دسته آسیا خون آلوده شده بود و حسین علیه السّلام در یک گوشه اتاق از گرسنگی بی تابی می‌کردند، من به فاطمه(علیها سلام) گفتم: «ای دختر پیامبر خدا! دست‌های تو به خاطر آسیا کردن جو مجروح شده، در صورتی که فضه ی خدمتکار حاضر و بی کار است! » فرمودند: «پدرم پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله فرمودند کار منزل یک روز بر عهده فضه و یک روز بر عهده من باشد. نوبت فضه دیروز بوده است. » سلمان عرض کرد : «من بنده آزادشده شمایم. اجازه بدهید که من جوها را آسیا کنم یا اینکه حسین(علیه السلام)را ساکت کنم. » فرمودند: «من حسین را بهتر آرام می‌کنم، تو بیا جو را آسیا کن. » موقعی که من قسمتی از جوها را آسیا کردم، اذان و اقامه برای نماز گفته شد. من رفتم و نمازم را با پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله و سلم به جای آوردم و پس از فراغت از نماز، حکایت را برای امیرالمؤمنین شرح دادم. حضرت علی(علیه السلام) به گریه افتادند و خارج شدند. اما مدتی بعد با چهره ای متبسم بازگشتند. وقتی پیغمبر معظم اسلام صلی اللَّه علیه و آله و سلم علت خنده وی را جویا شدند، امیرالمؤمنین عرض کردند : «نزد فاطمه اطهر رفتم. وی را دیدم که به پشت خوابیده و حسین روی سینه اش خواب رفته. آسیایی که در مقابل فاطمه بود نیز خود بخود کار می‌کرد. » پیامبر اسلام لبخندی زدند و فرمودند: «یا علی! مگر تو نمی دانی که خدا ملائکه بسیاری در زمین دارد که تا قیام قیامت در خدمت آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند؟ »

باب سوم جلد ۴۳ بحار الانوار حدیث ۳۳ 

حدیث دوم :

از ابوذر نقل می‌شود که گفت: «پیغمبر اسلام مرا فرستاد که امیرالمؤمنین علی علیه السّلام را به حضور آن حضرت بیاورم. من وارد خانه علی(علیه السلام)شدم و آن بزرگوار را صدا زدم، ولی کسی جوابم را نداد. دیدم آسیا مشغول کار بود، در صورتی که کسی کنار آن نبود. برای دومین بار که علی را ندا دادم، آن حضرت خارج شدند و به حضور پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) آمدند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله)سخنی در گوش علی (علیه السلام )گفتند که من آن را نشنیدم. گفتم: «از دیدن آسیایی که در خانه علی علیه السّلام خود بخود کار می‌کرد در شگفت مانده ام. » پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خدا قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان و یقین پر کرده، چون خدا از ضعف و ناتوانی فاطمه خبر دارد، او را یاری کرده است. مگر تو نمی دانی که خدا ملائکه ای دارد که موکل یاری کردن آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند؟ »

باب سوم جلد ۴۳ بحار الانوار حدیث ۳۴ 

https://islamiccourse.net/