2. حضرت زهرا سلام الله علیها

2.27. گفتگوی امیرالمومنین علیه السلام با پیامبرصلی الله علیه و اله پس از دفن حضرت زهرا سلام الله علیها

نجوا

از حضرت امام حسین علیه السّلام روایت می‌شود که فرمودند: «هنگامی که فاطمه دختر پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله بیمار شدند، به حضرت امیر علیه السلام وصیت کردند که موضوع بیماری وی را مخفی بدارند و هیچ کس را از بیماری ایشان با خبر نکنند. علی علیه السّلام نیز به وصیت ایشان عمل کردند. حضرت امیرالمومنین علیه السلام خودشان پرستاری فاطمه زهرا سلام الله علیهارا عهده دار بودند و اسماء بنت عمیس طبق وصیت فاطمه علیهاالسّلام، در امر پرستاری آن بانو به علی یاری می‌رساند. وقتی زمان رحلت فاطمه علیها السلام فرا رسید، وصیت کردند که حضرت امیر المومنین علیه السلام متصدی امر آن بانو شوند، شبانه ایشان را به خاک بسپارند و محل قبر مطهرشان را مخفی کنند. علی علیه السّلام نیز به این وصیت عمل کردند و شبانه ایشان را به خاک سپردند و محل قبرشان را مخفی کردند. » چون حضرت دستشان را از خاک قبر تکاندند حزن و اندوه به ایشان هجوم برد اشک هایشان بر گونه هایشان روان شد و چهرهشان را به قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله گرداندند و گفتند

سلام بر تو ای رسول خدا! سلام بر تو از سوی دخترت و حبیبه ات و نور چشمت و زائرت و آنکه در خاک در بقیعت ماندگار شده است. هم او که خداوند برای او خواست که زود به تو ملحق گردد. 

ای رسول خدا شکیبم در مورد دختر برگزیده ات تمام گشت و قدرتم در مورد سرور زنان به ضعیف کشید. 

فقط اینکه در اقتدای به سنّت فراق تو و حزنی که بر من دارد گشت برای جدایی تو، جای تسلّی است برای من تو را در جایگاه کنار قبرت تکیه دادم، پس از آنکه جانت بر سینه‌ام ریخت و با دستم تو را در قبر پوشاندم و کار رسیدگی به شما را خودم به عهده گرفتم. 

آری در کتاب خدا بهترین پذیرش برای مصیبت است. «انّا لله و انّا علیه راجعون»، {ما برای خداییم و ما به سوی او باز می‌گردیم. } امانت بازگردانده شد و وثیقه گرفته شد و زهرا از دست علی گرفته شد و چه زشت است آسمان و زمین ای رسول خدا. 

امّا اندوهم همیشگی است و به بیداری سپری می‌شود. اندوه از دلم نمی رود تا آنکه خداوند خانه تو را که در آن مقیم هستی برای من برگزیند. 

در دلم دردی است که آن را جریحه دار می‌کند و همّ و غمّی است تحریک کننده، چه زود بین ما جدایی افتاد! من درد دلم را برای خدا می‌گویم. 

دخترت به زودی تو را آگاه خواهد کرد. چگونه امّت تو دست به دست هم دادند و حقّ او را پایمال کردند. جریان را از فاطمه ات جویا شو و شرح حال را از وی بخواه. چه غم و غصّه‌هایی که در دل او مأوا کردند که نمی توانست برای کسی درد دل کند و همه آنها را برای تو خواهد گفت و خدا که بهترین حکم کننده گان است حکم خواهد کرد. 

سلام من بر شما باد! سلامی که به منزله وداع من باشد نه آن سلامی که شما را ترک کنم. اگر باز می‌گردم از ملامت و خستگی نیست و اگر کنار قبر تو اقامت گزینم به علّت بدگمانی نیست که خدا به صابران وعده ثواب داده است. 

صبر و شکیبای مبارک تر و زیباتر است. اگر غلبه کردن افرادی که مسلّط بر مایند نبود، برخود لازم می‌دانستم که نزد قبرت بمانم و معتکف گردم و برای این مصیبت بزرگ، نظیر زن جوان مرده ناله و فریاد می‌کردم. خدا می‌بیند که دخترت مخفیانه دفن می‌شود و حقّ وی به زور غصب می‌شود و آشکارا از ارث بری محروم می‌گردد، در صورتی که از دوران حیات تو تا کنون چندان مدّتی نگذشته و هنوز ذکر تو از یادها کهنه نشده است. 

ای رسول خدا! من به خدا شکایت می‌کنم و تو برای من زیباترین تسلّی هستی. صلوات خدا بر زهرا و بر شما و نیز رحمت و برکات او بر شما باد!

باب ۷ جلد ۴۳ بحار الانوار حدیث ۴۰ 

https://islamiccourse.net/