1. امیر المومنین علیه السلام

1.5. امیرالمومنین علی علیه السلام أخص مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و محبوبترینشان

 

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا و...(باب۱۸مجلد۶۵بحارالأنوارحدیث۷۶)

حدیث اول: مردی از عمر بن خطّاب درباره علی علیه السّلام پرسید، گفت: این خانه رسول خداست و این هم خانه علی بن ابی طالب علیه السّلام جایگاه صاحب این خانه نزد رسول خدا صَلی الله علیهِ و آله نیز به همین شکل است

هرگاه رسول خدا صَلی الله علیهِ و آله عطسه می‌فرمود، علی علیه السّلام می‌گفت: خداوند نامتان را بلند گرداند یا رسول الله. و رسول خدا صَلی الله علیهِ و آله می‌فرمود: خداوند عزّت و شرف تو را متعالی گرداند یا علی. 

و چون پیامبر صَلی الله علیهِ و آله به خشم می‌آمد، کسی جز علی علیه السّلام جرأت سخن گفتن با وی را نداشت.

باب ۶۷مجلد ۳۸ بحارالانوار حدیث۳

حدیث دوم : پیامبر صَلی الله علیهِ و آله فرمود: « نام و کنیه مرا با هم بر کسی نگذارید. من ابوالقاسم هستم، خدا عطا می‌فرماید و من تقسیم می‌کنم» و در روایتی آمده: « نام مرا به عنوان اسم بگذارید و کنیه مرا نیز ولی این دو را با هم جمع نکنید، اما علی علیه السّلام و فرزندش را از این امر مستثنی فرمود.

باب ۶۷ مجلد۳۸بحارالانوار حدیث۵

حدیث سوم : ابوالعلاء عطار با اسناد خود به عبد خیر از علی علیه السّلام آورده است که فرمود: خوشه ای موز به پیامبر صَلی الله علیهِ و آله هدیه شد، پس آن حضرت شروع کرد به پوست کندن موز و گذاشتن آن در دهان من، شخصی به وی عرض کرد: شما علی را دوست دارید؟ فرمود: مگر نمی دانستی علی از من است و من از او؟!

باب ۶۷ مجلد۳۸بحارالانوار حدیث ۳

حدیث چهارم : در روایت جابر آمده که آن حضرت به هیأت قبیله هوازن فرمود: سوگند به آنکه جانم در دست اوست باید نماز بخوانند و زکات بپردازند یا اینکه مردی را به سویشان خواهم فرستاد که همانند خودِ من است و قطعاً جنگجویان ایشان را خواهد کشت و زنان و فرزندانشان را به اسارت خواهد گرفت و او این است – و دست علی علیه السّلام را گرفت- و چون شرایط وی را پذیرفتند فرمود: اهل هیچ سرزمینی و هیچ اُمّتی از فرمان من سرپیچی نکردند مگر اینکه آنان را با تیر خدا علی بن ابی طالب نشانه گرفتم و او را به هیچ سریه ای نفرستادم مگر اینکه دیدم جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ او و فرشته ای در پیشاپیش و ابری بر سرش سایه افکند، تا اینکه خداوند محبوبم را پیروزی و نصرت نصیب فرماید. و خطیب در اربعین شبیه این روایت را از مصعب بن عبدالرحمان نقل کرده گوید: پیامبر صَلی الله علیهِ و آله به نمایندگان قبیله ثقیف فرمود... تا آخر روایت. و در روایتی دیگر آن حضرت این سخنان را به نمایندگان قبیله بنی ولیعه فرمود.

باب ۶۷ مجلد۳۸بحارالانوار حدیث ۵

حدیث پنجم : نقل است که عمرو بن ودّ در جنگ خندق زخمی بر سر علی علیه السّلام وارد کرد، پس نزد رسول خدا آمد و آن حضرت بر آن زخم دمید و آن را بست و بهبود یافت، و فرمود: تا کجا باشم آن گاه که این از این رنگین شود؟

باب ۶۷ مجلد۳۸بحارالانوار حدیث ۳

حدیث ششم : علی علیه السّلام در سفرها با پیامبر صَلی الله علیهِ و آله می‌خوابید. شبی تب موجب بی خوابی علی علیه السّلام شد و پیامبر صَلی الله علیهِ و آله نیز آن شب را بیدار ماند و تمام آن شب را به نماز یا بر بالین علی علیه السّلام گذراند بدین ترتیب که بعد از هر نمازی نزد علی آمده و حالش را می‌پرسید و به وی می‌نگریست تا اینکه صبح شد و آفتاب بالا آمد، پس فرمود: خداوندا، علی را شفا عنایت فرما و جامه عافیت بر تنش بپوشان که امشب بیماریش خواب را از چشم من ربود. 

باب ۶۷ مجلد۳۸بحارالانوار حدیث ۳