15. ماه مبارک رمضان

15.4. دهم رمضان رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها

خدمت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: حضرت فاطمه سلام الله علیها چگونه زاده شد؟ ایشان فرمود: بله؛ وقتی خدیجه با رسول خدا ازدواج کرد، زنان مکه از او دوری کردند و نه نزدش می‌آمدند و نه به او سلام می‌کردند و نه می‌گذاشتند زنی به نزدش برود. دل خدیجه از این وضع به تنگ آمده بود. وقتی او حضرت فاطمه سلام الله علیها را باردار شد، حضرت فاطمه سلام الله علیها درون شکم خدیجه با او سخن می‌گفت و به او دلداری می‌داد و خدیجه این موضوع را از رسول خدا پنهان می‌کرد. روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خانه شد و شنید که خدیجه دارد با حضرت فاطمه سلام الله علیها سخن می‌گوید. به او فرمود: ای خدیجه! چه کسی با تو سخن می‌گوید؟ گفت: جنینی که در شکم دارم با من سخن می‌گوید و مرا آرام می‌کند. حضرت فرمود: جبرییل نزدم آمد و مژده داد که او دختر است و انسانی بسیار پاک و خجسته است که خداوند تبارک و تعالی ادامه نسل مرا از او قرار خواهد داد و از نسل او در میان امت امامانی بر جا می‌گذارد که پس از انقضای وحی ایشان را در زمین به جانشینی خود می‌گذارد. خدیجه همچنان در آن حال بود تا این که هنگام ولادت حضرت فرا رسید. او کسی را در پی زنان قریش و زنان بنی هاشم فرستاد تا بیایند و کاری را که زنان برای زنان انجام می‌دهند برای او انجام دهند. آنان به او پیغام دادند تو از ما نافرمانی کردی و سخن ما را نپذیرفتی و با محمد صلی الله علیه و آله یتیم ابوطالب ازدواج کردی که تهیدست بود و هیچ مال و منالی نداشت، پس ما نیز نمی آییم و در کار تو هیچ به عهده نمی گیریم. خدیجه از این پیغام سخت اندوهگین شد. در همان اوان ناگاه چهار بانوی بلندقامت که گویی از زنان بنی هاشم بودند، بر او وارد شدند. خدیجه از آنان ترسید. یکی از آنان گفت: غمگین مباش ای خدیجه! ما فرستادگان پروردگارت هستیم و خواهران توییم، من ساره هستم و این آسیه بنت مُزاحم است که در بهشت دوست توست و این مریم بنت عِمران است و این صفوراء بنت شُعیب است، خداوند ما را فرستاده تا کاری را که زنان برای زنان انجام می‌دهند، ما برایت انجام دهیم. آن گاه یکی از ایشان سمت راست خدیجه و دیگری سمت چپ او و سومی روبروی او و چهارمی پشت سرش نشست و این گونه خدیجه حضرت فاطمه سلام الله علیها، آن بانوی پاک و پاکدامن را به دنیا آورد. وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها به زمین رسید، از ایشان چنان نوری تابید که به همه خانه‌های مکه راه یافت و از شرق تا به غرب زمین همه جا را روشن کرد. بانویی که روبروی خدیجه بود ایشان را در آغوش گرفت و با آب کوثر شست و سپس دو پارچه سفیدتر از شیر و خوش بوتر از مشک و عنبر درآورد و یکی را بر تن حضرت سلام الله علیها و دیگری را بر سر ایشان پیچید. آن گاه با حضرت سلام الله علیها سخن گفت و ایشان زبان به شهادت گشود و فرمود: هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست، پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله سرور پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء است و فرزندانم سروران همه نوادگان اند. سپس به آنان سلام کرد و هر یک از ایشان را به نامش ندا داد و آنان در چهره ایشان لبخند زدند. پریان سیاه چشم و اهل بهشت ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها را به یکدیگر مژده دادند و در آسمان چنان نور زاهر و تابناکی پدیدار شد که هیچ یک از فرشتگان تا پیش از آن روز چنین نوری ندیده بودند. از این رو حضرت سلام الله علیها زهرا نامیده شد. آن بانو به خدیجه گفت: ای خدیجه! فرزند پاک و پاک دامن و معصوم و خجسته ات را بگیر که در وجود او و نسلش برکت بسیار نهاده شده. خدیجه شاد و خوشحال حضرت سلام الله علیها را گرفت و سینه خود را در دهان مبارک ایشان گذاشت و ایشان نوشید و شیر سوی دهان ایشان سرازیر شد. حضرت سلام الله علیها در یک روز چنان بزرگ می‌شد که کودکان در یک ماه بزرگ شوند و در یک ماه چنان که کودکان در یک سال. درود خداوند بر ایشان و بر پدر و شوهر و فرزندان ایشان علیه السلام -. العدد القویه. -.

باب۵ مجلد ۱۶ بحارالانوار حدیث۲۰

https://islamiccourse.net/