15. ماه مبارک رمضان

15.5. رجعت حضرت خدیجه سلام الله علیها درحالی که حضرت محسن را به دست گرفته اند

امام صادق علیه السلام فرمودند: آنگاه  که آقای بزرگ، محمد رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله با انصار و مهاجرین و آنها که به او ایمان آوردند و نبوت او را تصدیق کردند و در رکاب وی شهید شدند، ظهور می‌کند. با ظهور حضرتش، کسانی که دعوت آن حضرت را تکذیب کردند و درباره پیغمبری اش شک نمودند و به گفتار وی اعتنا نکردند؛ و کسانی که گفتند او ساحر و کاهن و دیوانه است و از روی هوای نفس سخن می‌گوید و آنها که با وی جنگ کردند، حاضر می‌کنند تا از روی حق و عدالت انتقام اعمالی را که از بعثت آن حضرت تا موقع ظهور مهدی، با هر امامی و در هر وقتی از اوقات مرتکب شده اند، از آنها بگیرد. این است تأویل حقیقی آیه شریفه: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ»، {و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین] کنیم، و در زمین قدرتشان دهیم و از طرفی به فرعون و هامان و لشکریان آن دو، آنچه را از آن بیمناک بودند بنمایانیم} -. قصص / ۵ -...

ای مفضل! گویا می‌بینم که ما ائمه، در آن وقت(رجعت ائمه علیهم السلام) جلوی پیغمبر جمع شده و به آن حضرت شکایت می‌کنیم که امت بعد از وی، چه به روز ما آوردند. می‌گوییم که امت ما را تکذیب کردند و بی اعتنایی و نفرین و لعنت و تهدید به قتل نمودند؛ والیان ستمگر آنها ما را از وطن بیرون آوردند و به پایتخت خود بردند و جمعی از ما را با سم و حبس کشتند. در این وقت پیغمبر سخت گریه می‌کند و می‌فرماید: ای فرزندان من! هر چه به شما رسید، بیشتر به جد شما رسید...

آنگاه امام حسین علیه السّلام با بدنی آغشته به خون، خود و یارانش که با وی کشته شدند، می‌ایستد. چون پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله او را می‌نگرد زار زار می‌گرید. از گریه او اهل آسمان و زمین نیز گریه می‌کنند. فاطمه زهراء علیهاالسّلام هم ناله جانکاه از دل پر الم بر می‌آورد. از ناله و شیون و گریه و زاری آن حضرت، زمین و اهل زمین متزلزل می‌گردند. 

سپس امیرالمؤمنین و امام حسن علیهماالسّلام در سمت راست پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و فاطمه زهرا علیهاالسّلام در سمت چپ آن حضرت قرار می‌گیرند. پس حسین علیه السّلام می‌آید و پیغمبر او را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: یا حسین، فدایت گردم! دیدگانت روشن باد و دیدگان من هم از تو روشن باشد! سپس حمزه سید الشهداء عموی پیغمبر در سمت راست آن حضرت می‌ایستد و در سمت چپش جعفر بن ابی طالب (طیار) قرار می‌گیرد.

ناگاه خدیجه کبری و فاطمه دختر اسد (مادر امیرالمؤمنین)، محسن سقط شده فاطمه زهرا را به دست گرفته، ناله کنان نزد پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله می‌آیند و مادرش فاطمه علیهاالسّلام این آیه قرآن را می‌خواند: «هذا یَوْمُکُمُ الَّذِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»، {این همان روزی است که به شما وعده می‌دادند. } -. انبیاء / ۱۰۳ - امروز روزی است که «تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً»، {هر کسی آنچه کار نیک به جای آورده و آنچه بدی مرتکب شده، حاضر شده می‌یابد و آرزو می‌کند: کاش میان او و آن [کارهای بد] فاصله ای دور بود. } -. آل عمران / ۳۰ - 

مفضل گفت: در این وقت حضرت صادق علیه السّلام چنان گریست که محاسن مبارکش از سیلاب اشک تر شد! سپس فرمود: روشن مباد چشمی که با این گفته نگرید! مفضل هم بسیار گریست

...

باب۲۸ مجلد ۵۳ بحارالانوار حدیث مفضل بن عمر

https://islamiccourse.net/